داوینچی

بسیاری می‌گویند نقاشی به قبل و بعد او تقسیم شد، بعضی می‌گویند نقاش بود و معماری در همه غرب نظریش را ندیده بودند، بعضی بر این باورند که مخترع بود و پل‌های امروزی، هواپیما، ساز و برگ جنگی، بالابر، جرثقیل، و بسیاری اختراعات دیگر از او نشات می‌گیرد، بعضی بر این باورند که مخترع بود اما شاعر و نویسندگی‌اش برجسته است. هرکس چیزی می‌گوید اما…

سن-سانس
رقص مردگان
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
7:48 00:00

اما تارکوفسکی در جایی گفته بود از او می‌ترسد، نه برای کارهایی که انجام داده بلکه برای نوع نگاهش به هستی. هرکه بود و هرچه بود لئوناردو داوینچی در کنار میکل‌آنژ، رافائل، بوتیچلی و بسیاری دیگر از رهبران رنسانس، تاریخ تمدن غرب را آغاز کرد.

سویشرت دورس باکره صخره‌ها داوینچی

از 920.000 تومان تا 920.000 تومان

زنگ نقاشی - قهوه‌ای در ایران، واژه‌ی «دورس» از پارچه‌ی French Terry گرفته شده‌است؛ پارچه‌ای با یک سطح صاف و روی دیگر حلقه‌دار که ابتدا برای لباس‌های ورزشی دوخته می‌شد. در دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ خورشیدی، تولید داخلی لباس‌های گرم ورزشی با الیاف نخی سنگین رشد...

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاینست، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک؟
مسیحای جوانمرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است….آی…..
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
منم من میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپا خورده ی رنجور
منم دشنام پست آفرینش، نغمه ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای دلتنگم
حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد
تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان ست
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد، سحرشد، بامدادآمد
فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعداز سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگارسیلی سرد زمستان ست
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوتِ ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان ست
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته ،سرها درگریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان ست

مهدی اخوان ثالث